
یه گل یاس شکسته شاخه هاش از هم گسسته
باغبون خسته ای خسته کنار گلش نشسته
گل یاس یاس بهشته روی گلبرگاش نوشته
که فقط تو این زمونه عشق حیدر منو کشته
فاطمه آروم جونم گل یاس قد کمونم
یاور قامت کمونم دعا کن اگه تورفتی
دیگه من زنده نمونم دیگه من زنده نمونم
ای همیشه همنشینم ای امیر المومنینم
دعا کن تامن بمیرم اشک چشمات ونبینم
بعد تو سیاهی بخته زندگی بی تو چه سخته
بمیرم که از لب تو خون می ریزه لخته لخته
سه ماهه که چشمای من روی مادر وندیده
چادر ی که رنگ خاکه روی صورتش کشیده
سه ماهه وسه عیادت در این خونه نخورده
سه ماهه بادست مادر به موهام شونه نخورده
سه ماهه تنور خونه دیگه خاموش و سرد
تا نفس میکشه مادر نفسش برنمیگرده
هنوزم به زیر چادر بدنش داره میلرزه
میبینم تو خواب هنوزم حسنش داره میلرزه
وقتی خواب بیادبه چشمم شبای که غم میارم
میبینم موهامو بافته دستای که جون ندارن
سه ماهه عزا گرفتیم چرا پا نمیشی از جا





